ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تیک تاک

چهارشنبه 26 بهمن 1390 ساعت 19:46

بوووووووو سسسسسردهه


فردا کنکورات داریم

عین خیالات مبارکاتمان نیس

کار روزگار می بینی

انگار نه انگار که من همونیم که سر جلسه امتحان همیشه از شدت استرس تک تک انگشتاش تا حلق توی دهنش بود

کلا  نسبت به همه چی لمس شدیم  رف ...


نظرات رو خوندیم ... درس داریم  بعدن می جوابیم بسیار ممنوجات به همراه مشعوفاتیم که این بنده حخیر رو هنوز فراموش نکردید ... دمتان تا الی ماشالله بسیار گرم باد.

نگینی فضول بودم تا رمز دادی اومدم ببنمتتتتتتتتتتتتتتتت

وایییییییییییییییییییییییییییییییییی که چقدر نازییییییییییییییییییییییییییییییییییی .

خیلی ماههههههههیییییییی بوخودا ... درست عین همون عسک کوچولوهاتی

امممممممممم ممااااااااچچچچچچچچ به اون لپیت

دیگه لازم به گفتن نیس که اون حروف کشیده رو من با جیغ نوشتم ....

لطفا نتعجبید .... من توی دنیا واخعی دخیخا همینجور حرف می زنم ... البته با دوستای صمیمیم .

پس تا یه دری وری دیگه  فعلا فظ فوظ همگی ... ایشالله رفتیم یه سه چار هفته دیگه برمی گردیم .

باران خانوم حالا در مورد شما هم برنامه دارم ... فک نکنی یادم نیس ... برای من بلاگ می بنده حالا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بدون عنوان

دوشنبه 24 بهمن 1390 ساعت 14:23

چقدر احمقانه است ...

درست یکسال گذشت ....

الان که فکر می کنم می بینم چه روزهایی رو با یاد و خاطره تو تا امروز سر کردم.

یادم میاد  اونوقتها همش دوست داشتم چشمامو ببندم تا بتونم تو رو تصور کنم.

هههه ...

نصف روح من برای داشتنت له و له می زد و نصفه دیگه ام تورو پس می زد ... نه برای اینکه تو بد بودی .... برای اینکه همیشه انقدر مغرور بودم که هیچ وقت توی ذهنم عادت به خواستن کسی نداشتم ...

و خوشحالم به خاطره قدرتی که نشون دادم ...نمی گم سخت بود ولی آسون هم نبود ...

به هرحال تموم شد ... و  هیچکس نفهمید من چقدر شکستم الی یکنفر ....

کسی که مثل همیشه در کنارم بود و باز هم مثل همیشه با حرفا و درک همیشگیش آروم آروم دردم رو تسکین داد...

و خدا می دونه چقدر برای داشتنت شکر گذار خدا هستم مادر مهربونم :)


++حالا که این رو نوشتم احساس سبکی می کنم ... احساس می کنم ازون قید و بند فکری خلاص شدم ... با اینکه این اتفاق خیلی وقت بود که افتاده بود ... اما با نوشتن، همون یک ذره دل مشغولی هم از بین رفت ...

در هر صورت اگر از من بپرسند که توی زندگیت چی رو بیشتر از همه ترجیح می دی ؟ می گم داشتن یه فکر آزاد و رها ...

:)


+++ باران احیانا که تو فکر دق دادن من که نیستی .... بلاگت کجاستتتتتت دختر ؟؟؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo